Tuesday, December 20, 2005

شگفتا ! وقتی که بود نمی دیدیم ،وقتی می خواند نمی شنیدم .... وقتی دیدم که نبود .... وقتی شنیدم که نخواند .... ! چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد و زلال ، در برابرت می جوشد و می خواند می نالد ، تو تشنه آتش باشی و نه آب ! و چشمه که خشکید ، چشمه که از آن آتشی که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید ، تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش
و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که ،تا بود ، از غم نبودن تو می گداخت
دکتر علی شریعتی

0 Comments:

Post a Comment

<< Home