ای پرستو

این نگهبان سکوت
شمع جمعیت تنهایی
راهب معبد خاموشی ها
حاجب درگه نومیدی
سالک راه فراموشی
چشم برراه پیاپی، پیکی
گرمی بازوی مهری نیست
خفته در سردی آغوش پر آرامش ياُس
که نه بیدار شود از نفس گرم امید
سر نهاده است به بالین شبی
که فریبش ندهد عشوه خونین سحر
ای پرستو برگرد
ای پرستو که پیام آور فروردینی
بگریز از من ،از من بگریز
باغ پژمرده پامال زمستانها
چشم برراه بهاری نیست
گرد آشوبگر خلوت این صحرا
گردبادی است سیه ، گرد سواری نیست
از استاد شهید دکتر علی شریعتی

0 Comments:
Post a Comment
<< Home